<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0">
	<channel>
		<title><![CDATA[ماتریس]]></title>
		<link>http://matris.blogsky.com</link>
		<description><![CDATA[]]></description>
		<language>fa</language>
		<generator>RSS Generated by BlogSky.com</generator>
		
			
				<item>
					<title><![CDATA[بررسی رمان بوی خوش تاریکی (قاسم شکری- نشر مرکز- ۱۳۸۶)]]></title>
					<link>http://matris.blogsky.com/1386/08/02/post-28/</link>
					<description><![CDATA[<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 9pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align=left><SPAN lang=FA style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Nazanin; mso-bidi-language: FA"><FONT face=Tahoma>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </FONT></SPAN><SPAN lang=FA style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Nazanin; mso-bidi-language: FA"><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif">نقد ادبی امروز ایران عموماً در دو مسیر گام بر‌ می‌دارد. یا برخوردی رادیکال با آثار منتشر شده دارد یا اینکه با دیدی تحلیلی برای کاستی‌های تولید اثر و همچنین نقد ادبی رهیافتهایی را پیشنهاد می‌دهد. در گفتمان نقد امروز یکی از محرکهای منتقدین اقبال اثر است. بوی خوش تاریکی و آثاری که پیش از این آمده‌اند و ایجاد بسامدی گذرا در ادبیات و محافل کرده‌اند ضرورتی برای ادبیات فارسی معاصرند. آثاری که می‌توانند نشانه‌ای از گذار باشند. با اقبال روبرو شدن یک اثر تحت هر شرایطی حتی آنگونه که گفتمان نقد رادیکال اعتقاد به انتشار اثر در چارچوب روابط دارد و چنین آثاری را حاصل روابط و نه ضوابط منتقدانه و ارزشی قلمداد می‌کند نشانگر نیاز جامعه و به طور اخص نیاز جامعه ادبی به چنین آثاری است. جامعه ادبی و نویسنده در تعاملی تنگاتنگ می‌باشند. زمانی در جامعه ادبی ما رمانی رئالیستی با روایتی خطی و با نمایش گذاشتن زندگی روزمره زنی با اقبال روبرو می‌شود و زمانی رمانی با فضایی در هم ریخته و پر از موجودات افسانه‌ای، تخیلی و انتزاعی. این مسئله نشانه تکوین یافتن گفتمانهای مختلف در زمینه نقد و خلق آثار است. با نگاهی کمتر افراطی می‌توان نتیجه گرفت که این عملکرد کارگزاران ادبی (مطبوعات و جوائز) نشان از وضعیت آزمون و خطا در ادبیات است. به عبارتی نویسندگان با تکیه بر دریافتهایشان از تئوریها، تجربه و تخیل و همچنین ذائقه منتقدین و جوایز ادبی اثرشان را خلق می‌کنند. در این میان بحثی که هنوز در جامعه ادبی رواج دارد فقدان نظریه و نقد ادبی، عدم تنوع در مخاطب، جهانی نشدن ادبیات فارسی و عدم اقبال ادبیات معاصر فارسی در جوامع آکادمیک می‌باشد. با این مقدمه رمان تازه منتشر شده بوی خوش تاریکی را به عنوان اثری که دارای مولفه‌های خاص خوش می‌باشد و در عین حال مشترکاتی نیز با آثاری که اخیراً منتشر شده‌اند دارد را مورد بررسی قرار می‌دهیم. <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" /><o:p></o:p></FONT></SPAN></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 9pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align=justify><SPAN lang=FA style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Nazanin; mso-bidi-language: FA"><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif">رمان با ساختار زبانی خاصی شکل گرفته است که این ساختار زبانی بیشتر در حیطه ساخت واژه قرار دارد تا در حیطه معنا و نحو. واژگان اثر ترکیبی است از واژگان زبان مخفی‌ای که توسط نویسنده ابداع شده (چرمیس) و همچنین واژگانی که در حیطه گویش‌ها و لهجه‌های زبان فارسی رواج دارند. همچنین در جاهایی واژگان دخیل از رده خارج نیز مشاهده می‌شود (واریاسیون). با این حال این زبان تنها در توصیفات بیش از اندازه جزء نگر (به عنوان مثال آنجا که حرکت زبان بی بی کلثوم روی لبش را توصیف می‌کند) و همچنین آراستن ظاهر اثر به کار گرفته شده‌است. گاهاً نویسنده سعی دارد با تعدد راویان و همچنین خرده روایات و نظریه پردازیها، استفاده از ضمیر تو و شما (مورد خطاب قرار گرفتن مخاطب توسط راوی) <SPAN style="mso-spacerun: yes">&nbsp;</SPAN>تاویلهای گوناگونی را در برابر خواننده قرار دهد اما در نهایت به دلیل یکسان بودن ساختار نحوی و معنایی اثر در گفتمانهای مختلف و همچنین عدم انسجام متنی این اتفاق نمی‌افتد.گاهی نویسنده با ارجاعاتی تاویل‌ها را باز هم محدودتر می‌کند مثلا در جایی پس از توصیف گربه‌های محله (که از عناصر مهم نشانه‌ای اثر می‌توانستند باشند) عین جملات داستان ساموئل بکت که در ابتدای کتاب فلیپ تامپسون نوشته شده را می‌آورد و اصرار بر این دارد که رمانش گروتسک است. <SPAN style="mso-spacerun: yes">&nbsp;</SPAN><SPAN style="mso-spacerun: yes">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;</SPAN><o:p></o:p></FONT></SPAN></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 9pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align=justify><SPAN lang=FA style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Nazanin; mso-bidi-language: FA"><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif">یکی از چالشهای مهم در ادبیات فارسی میزان بهره نویسنده از تئوریهای گوناگون مرتبط با ادبیات است. در رمان بوی خوش تاریکی نمونه‌های آشکاری از این امر را می‌توان مشاهده کرد. نویسنده از ارتباط روانکاوی (فرویدی) و ادبیات آگاه بوده اما این مسئله را مدنظر نداشته که این رابطه صرفاً در جهت به کارگیری ابزارهای روانکاوی در تحلیل ادبیات است و همین امر موجب شده که نویسنده صحنه‌هایی را بدون بستر تاویل خلق کند که به این قرارند: 1- توصیفات راوی از محارم خویش 2- اشاره به حیوانات و ایجاد روابط مستقیم با کاراکترهای مونث 3- حسادت به پدر 4- اشارات مستقیم به عقده ادیپ (تصویری که از به کرم نشستن آلت پدر ارائه می‌دهد). <o:p></o:p></FONT></SPAN></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 9pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align=justify><SPAN lang=FA style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Nazanin; mso-bidi-language: FA"><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif">به عبارتی نویسنده با این عمل فیلتری تکنیکی و تئوریک در مسیر خلاقیت خویش قرار می‌دهد. نویسنده این اثر تحت تاثیر نویسندگان متعلق به نسلهای گذشته بیشترین انرژی خود را صرف تکنیک و شیوه روایی و همچنین خلق فضاهایی مشابه رئالیسم جادویی آمریکای لاتین که با اقبالی نسبی در فرهنگ خواننده ایرانی روبرو بوده،کرده‌است. همچنین به دلیل تکنیک زدگی نویسنده در جایی اشاره به رابطه اجنه و انسان می‌کند و در نهایت این رابطه را به یک تاویل منتهی می‌کند و آن تلقی کردن دنیای اجنه به ناخودآگاه و وسوسه‌های راوی است. این امر آنجایی نمود پیدا می‌کند که کسی دیوها را نمی‌بیند و همچنین در آنجا که علت به کرم نشستن پدر را پیر قاطر سوار بر ملا می‌سازد، به نظر می‌رسد راوی چشم دوزخی دارد. به راستی هدف نویسنده از این همه نشانه‌های نا مربوط چیست؟ در جایی مخاطب را با اثری آخر الزمانی روبرو می‌کند. از ابتدای آفرینش قصه‌ پردازی می‌کند (گلیک و خرند بهمنی) و به قضیه انگشتر می‌رسد که اگر به دست آدم نا اهل بیافتد دنیا کن فیکون می‌شود و از طرفی دیگر به ساختن اسطوره‌هایی که تنها در درون متن معنا دارند می‌پردازد (هر دیوی را منشا وجودی یک چیز می‌داند) و گاهی موعظه‌های اخلاق‌گرایانه از لفافشان نمایان می‌شوند. گاهی خرده روایتی را چنان با جزئیات توصیف می‌کند که مخاطب به دنبال معنایی خاص می‌رود اما در نهایت هیچ چیز عایدش نمی‌شود. مثلاً در جایی اسد غیب می‌شود. عده‌ای از رابطه‌اش با زنی حرف می‌زنند و بعد معلوم می‌شود که به کوه زده و صولتی سنگی شده. توصیفات و صحنه‌های عجیب و غریبی را در این قسمت می‌توان دید، توصیفاتی که در داستان ایرانی کمتر دیده شده اما در نهایت این همه در ارتباط با کلیت اثر چه هدفی را دنبال می‌کنند؟ یا اینکه نویسنده در اثر یک کهزاد دارد، یک مراد و یک ابوکردوس که بین این سه می‌خواسته رابطه‌ای ایجاد کند این رابطه چیست؟ از این رابطه چه تفسیری می‌توان کرد. در نقد جدید یکی از سعی ها بر نادیده گرفتن و به عبارتی دیگر قائل شدن جایگاهی متفاوت از نقد سنتی برای نویسنده است. اما در تحلیل اثری چون بوی خوش تاریکی نویسنده چنان حضور دارد که نمی‌توان او را نا دیده گرفت. نویسنده به دنبال تعیین تکلیف برای مخاطب است. از یک سو می‌خواهد از تکنیک و ساختار بهره مند شود و از یک سو ترس از نفهمیدن اثر توسط مخاطب دارد. بوی خوش تاریکی حاصل تخیلی فعال و عنان گسیخته است. صحنه‌هایی را خلق کرده که در نوع خود بی‌نظیر است و این امر بعضاً موجب جذب مخاطبان ظاهر بین ادبیات است. اما مخاطبی که در ادبیات به دنبال تجربه‌ای جدید از شناخت، زبان و معناست در این اثر سردر گم می‌شود. این اثر به مانند یک کارناوالِ بی سر و ته است. تمام هویت ادبی ما را به نمایش می‌گذارد. خرافات، اسطوره گرایی، اصرار بر ایرانی بودن، تئوری زدگی، بازی زبانی. به اعتقاد بنده انسان به واسطه‌های مختلف نسبت به هستی شناخت پیدا می‌کند و یکی از راههای شناخت ادبیات است. حاصل خواندن و تاویل یک اثر چیزی جز تجربه‌ای جدید از هستی و معانی نیست. اما به نظر می‌رسد که بوی خوش تاریکی تنها رمانی است که مخاطب را برای دمی سرگرم می‌کند. <o:p></o:p></FONT></SPAN></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 9pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align=justify><SPAN lang=FA style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Nazanin; mso-bidi-language: FA"><o:p><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;ارسلان عبداللهی</FONT></o:p></SPAN></P>]]></description>
					<pubDate>Wed, 24 Oct 2007 07:53:01 GMT</pubDate>
					<comments>http://matris.blogsky.com/Comments.bs?PostID=28</comments>
          <guid>http://matris.blogsky.com/1386/08/02/post-28/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[نوسازی وبلاگ]]></title>
					<link>http://matris.blogsky.com/1386/01/19/post-27/</link>
					<description><![CDATA[با سلام خدمت همه مراجعه کنندگان. بعد از این تصمیم دارم مسائل مختلف مخصوصا مسائل مربوط به آموزش زبان و زبان شناسی را اینجا مطرح کنم و وبلاگم را دائما آپدیت کنم. امیدوارم که مقبول افتد. ]]></description>
					<pubDate>Sun, 8 Apr 2007 11:12:58 GMT</pubDate>
					<comments>http://matris.blogsky.com/Comments.bs?PostID=27</comments>
          <guid>http://matris.blogsky.com/1386/01/19/post-27/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[تولید مقاله در ایران،۱۰۰ برابر کمتر از انگلستان]]></title>
					<link>http://matris.blogsky.com/1385/02/13/post-24/</link>
					<description><![CDATA[<P>سلام. در پی وبگردی ها مقاله جالبی دیدم که با&nbsp;ذکر نام گزارشگر&nbsp;اینجا برای دوستان آورده ام:</P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="BACKGROUND: #f3f3de; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 120%"><FONT size=3><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif"><B><SPAN lang=FA style="COLOR: #333333; FONT-FAMILY: Nazanin">مریم رحیمی سجاسی </SPAN></B><SPAN lang=FA style="COLOR: #333333; FONT-FAMILY: Nazanin"><?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" /><o:p></o:p></SPAN></FONT></FONT></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="BACKGROUND: #f3f3de; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 15.6pt; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto"><SPAN lang=FA style="COLOR: black; FONT-FAMILY: Nazanin"><FONT size=3><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif">میزان ارتباطات اعضای هیأت علمی نقش مؤثری بر میزان تولید علمی آنها دارد. به طوری که میزان تولید علمی اعضایی که ارتباطات قوی دارند بیش از اعضایی است که چنین ارتباطاتی ندارند. <BR>پژوهشی که توسط فریده قاضی‌پور با عنوان «بررسی عوامل هنجاری و سازمانی مؤثر بر میزان تولید علمی اعضایهیأت علمی جامعهء دانشگاهی و پژوهشی» انجام شده، نشان می‌دهد اعضای جامعهء دانشگاهی متعهد به هنجارهای علمی از تولید علمی بیشتری برخوردارند. در حالی که تعهد به هنجارها در میان اعضای جامعهء پژوهشی تاثیری بر تولیدات علمی آنها ندارد. <o:p></o:p></FONT></FONT></SPAN></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="BACKGROUND: #f3f3de; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 15.6pt; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto"><SPAN lang=FA style="COLOR: black; FONT-FAMILY: Nazanin"><BR><FONT size=3><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif">به عبارت دیگر براساس نتایج این پژوهش عوامل هنجاری در میزان تولید علمی اعضایهیأت علمی جامعهء پژوهشی کمتر تاثیرگذار است تا جامعهء دانشگاهی و به نظر می‌رسد فعالیت‌های علمی و تحقیقاتی آن‌ها بیشتر مربوط به علایق و انگیزه‌های شخصی است. <BR><BR>این پژوهش با روش پیمایش و ابزار پرسش‌نامه 270 نفر عضوهیأت علمی دانشگاه تهران و چند مؤسسهء پژوهشی را مورد سنجش قرار داده که از این تعداد 194 نفر مربوط به جامعهء دانشگاهی و 76 نفر مربوط به جامعهء پژوهشی‌اند. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که اصول و ضوابط خاص حاکم بر فضاهای آموزشی یا دانشگاهی، محققان را هنجارمند می‌کند. به طوری که در این محیط برخلاف محیط پژوهشی، آن‌ها که هنجارمندتر هستند تولیدات علمی بیشتری دارند. هرچند میانگین تعهد هنجاری گروه‌های مختلف علمی در آن متفاوت است تا جایی که میانگین تعهد هنجاری اعضای گروه علوم پایه بیش از گروه‌های پزشکی، فنی مهندسی و میانگین تعهد هنجاری گروه کشاورزی بیش از گروه علوم انسانی و پزشکی است. یعنی گروه علوم پایه و کشاورزی به هنجارهای علم متعهدتر از گروه‌های دیگر هستند.<o:p></o:p></FONT></FONT></SPAN></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="BACKGROUND: #f3f3de; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 15.6pt; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto"><SPAN lang=FA style="COLOR: black; FONT-FAMILY: Nazanin"><FONT size=3><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif">از نتایج دیگر پژوهش می‌توان به تفاوت میزان ارتباطات گروه‌های مختلف علمی اشاره کرد که اعضای گروه کشاورزی بیشترین و اعضای گروه علوم انسانی در بین کل نمونه کمترین میزان ارتباطات را با همکاران داشتند. در هر دو جامعهء دانشگاهی و پژوهشی، میزان ارتباطات گروه علوم انسانی کمتر از گروه علوم پایه و کشاورزی ولی در جامعهء پژوهشی کمتر از دو گروه فوق و گروه فنی مهندسی بوده است. یافته‌های این پژوهش همچنین نشان می‌‌دهد که ایران از لحاظ چاپ مقالات در مقایسه با کشورهای توسعه یافته به نسبت جمعیت 100 برابر کمتر مقاله تولید می‌کند. البته روشن است که در کشورهای ثروتمند بیش از کشورهای فقیر امکانات و ابزار پژوهش فراهم است. اما وقتی تولید علم را براساس تولید ناخالص داخلی بررسی می‌کنیم، باز هم وضعیت ایران چندان خوب نیست. مثلائ جمعیت ایران در حدود جمعیت بریتانیاست، حال آن که تولید ناخالص داخلی ایران 600 میلیارد دلار) تقریبائ 15 برابر کمتر از آن کشور است. پس به نظر می‌رسد تولید علمی هم باید 15 برابر کمتر باشد اما چنین نیست. تولید مقاله در ایران 100 برابر کمتر است. <BR><BR>براساس نتایج این پژوهش، در سال 2000 مقالات منتشر شده در ایران به 1393 عنوان رسیده و این رقم نسبت به سال 1993 با 323 مقاله افزایش در سطح 3/4 برابر را نشان می‌دهد. به علاوه در بخش علوم تعداد مقالات از 299 به 1369 رسیده و 6/4 برابر شده است. ضمن آن که در سال 2000 جایگاه ایران از ردیف 55 به 41 رسیده. اما با توجه به توانمندی‌های بالقوه و نیروی انسانی موجود در حوزهء علمی کشور هنوز درصد بالایی از این نیرو در تولید علم مشارکت ندارند. به طوری که براساس تحقیقی که در سال 80 انجام گرفته بیش از 90 درصد از اعضایهیأت علمی کشور در چاپ مقالات شرکت ندارند. <o:p></o:p></FONT></FONT></SPAN></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="BACKGROUND: #f3f3de; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 15.6pt; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto"><SPAN lang=FA style="COLOR: black; FONT-FAMILY: Nazanin"><FONT size=3><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif">به علاوه از لحاظ کیفی نیز کیفیت مقاله‌های ایرانی از میانگین جهانی پایین‌تر است. به طوری که اگر تعداد دفعات مراجعه به یک مقاله را به عنوان معیاری برای کیفیت آن مقاله در نظر بگیریم، آمارها نشان می‌دهد که کیفیت مقاله‌های تولید شده در ایران هم با میانگین جهانی فاصلهء زیادی دارد. به عنوان مثال در سال 1996 ایران تقریبائ 200 مقاله، در رشته‌های مختلف علوم پایه تولید کرده که اینها حدود 600 ارجاع داشته‌اند. یعنی سه ارجاع به ازای هر مقاله. حال آن که میانگین جهانی بین چهار تا پنج ارجاع به ازای هر مقاله است. <o:p></o:p></FONT></FONT></SPAN></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="BACKGROUND: #f3f3de; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 15.6pt; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto"><SPAN lang=FA style="COLOR: black; FONT-FAMILY: Nazanin"><FONT size=3><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif">به علاوه محقق معتقد است کشوری که در فرآیند تولیدات علمی و فن‌آوری جهان نقشی برعهده ندارد و حتی در سبک دانش و آموزه‌های علمی کوشش نمی‌کند و اهداف مشخص و تعریف شده همراه با برنامه‌ریزی اجرایی ندارد، کمتر قادر است از یافته‌های دیگران استفاده کند و مجالی برای حضور پایدار در صحنهء بین‌الملل، توسعه و مدرنیته بیابد. به این ترتیب هر کشوری باید در پی ایجاد فرآیند بومی تولید علم باشد. زیرا شکاف عمیق و فزاینده‌بین استانداردهای زندگی در کشورهای توسعه یافته و نیافته، ناشی از فاصلهء علمی و فنی بین آن‌هاست و درواقع چیزی که ملت‌های غنی را از فقیر متمایز می‌کند، نه تنها تولید ثروت‌های مادی بلکه میزان تولید علمی و دستیابی به دانش بهره‌گیری مناسب از منابع موجود است. <o:p></o:p></FONT></FONT></SPAN></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="BACKGROUND: #f3f3de; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 15.6pt; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto"><SPAN lang=FA style="COLOR: black; FONT-FAMILY: Nazanin"><FONT size=3><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif">پژوهشگر همچنین نتیجه می‌گیرد که توجه به نقش تولیدات علمی در توسعهء پایدار مستلزم توجه ایجاد فرهنگ تحقیق و بها دادن به فعالیت‌های تحقیقاتی و توجه بیشتر به امر تحقیق در دانشگاه‌ها و سوق دادن نیروی انسانی متخصص به مشارکت در تولید علم است. تقویت و تنظیم اخلاقی و هنجاری اعضایهیأت علمی با ایجاد نظام یا دانش و تنبیه صحیح در دانشگاه از دیگر راهکارهاست. <o:p></o:p></FONT></FONT></SPAN></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="BACKGROUND: #f3f3de; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 15.6pt; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto"><SPAN lang=FA style="COLOR: black; FONT-FAMILY: Nazanin"><FONT size=3><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif">ایجاد فضا و جو مناسب برای برقراری ارتباط و تبادل اطلاعات و یافته‌ها و همچنین فراهم کردن فضای مناسب و باز برای تحقیق و اعطای اختیارات لازم به اعضایهیأت علمی و پیروی از قوانین حاکم بر فعالیت دانشگاه‌ها از دیگر پیشنهادهای این پژوهشگر است<BR>منبع: سرمایه، سیزده اردبهشت <o:p></o:p></FONT></FONT></SPAN></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><SPAN dir=ltr style="mso-bidi-font-family: Nazanin"><o:p><FONT face="Times New Roman" size=3>&nbsp;</FONT></o:p></SPAN></P>
<P>&nbsp;</P>]]></description>
					<pubDate>Wed, 3 May 2006 15:36:30 GMT</pubDate>
					<comments>http://matris.blogsky.com/Comments.bs?PostID=24</comments>
          <guid>http://matris.blogsky.com/1385/02/13/post-24/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[سال نو]]></title>
					<link>http://matris.blogsky.com/1384/12/29/post-23/</link>
					<description><![CDATA[<P>باز هم یک سال دیگر. سال نوی همه مبارک باشد. سال خوب و خوشی داشته باشید و روزگاری آرام و بی دغدغه.</P>
<P align=center><IMG alt="" hspace=0 src="http://146.74.224.231/training/archives/sabzi_drummers.jpg" align=baseline border=0></P>]]></description>
					<pubDate>Mon, 20 Mar 2006 00:31:31 GMT</pubDate>
					<comments>http://matris.blogsky.com/Comments.bs?PostID=23</comments>
          <guid>http://matris.blogsky.com/1384/12/29/post-23/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[تحریف ساختاری هزار و یکشب]]></title>
					<link>http://matris.blogsky.com/1384/12/06/post-21/</link>
					<description><![CDATA[<P>اشاره:</P>
<P>با سلام به تمامی دوستانی که این وبلاگ را دنبال می کنند. چند مدتی مشغله هایم زیاد بوده. حالا دارم مقاله ای می نویسم که چکیده اول آن را در زیر برایتان پست می کنم:</P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Nazanin"><FONT size=3>هزار و یکشب از سالیان دور مورد توجه غربیان بوده. تا جایی که به اعتقاد بسیاری از منتقدان دوران رومانتیسم<SPAN style="mso-spacerun: yes">&nbsp;&nbsp;&nbsp; </SPAN>زاده ی مواجهه ی غربیان با هزار و یکشب است. در قرن اخیر نیز مکتب های فکری مختلفی به بررسی فلکلور با نظرگاه های خاص خود پرداخته اند که این بررسی ها و تحقیقات از مکتب فنلاندی که متقدم ترین آنهاست گرفته تا بررسی ساختارگرایانی همچون لوی استراوس و همچنین ولادیمیر پروپ هر کدام گوشه هایی از هزار و یکشب را بر ما آشکار ساخته اند. <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" /><o:p></o:p></FONT></SPAN></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-INDENT: 19.3pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Nazanin"><FONT size=3>چندی پیش نشستی جهانی به مناسبت </FONT></SPAN><B><I><SPAN lang=FA style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Nazanin">سیصدمین سال ترجمه هزار و یکشب توسط آنتوان گالان،</SPAN></I></B><SPAN lang=FA style="FONT-FAMILY: Nazanin"><FONT size=3> ترتیب داده شده بود و از صاحب نظران تمام جهان دعوت شده بودند. اینکه به چه دلیل از ایران شخصی دعوت نشده بود برای پژوهش گران محترم جای سوال دارد. البته لازم به ذکر است که هر شخصی اعم از نویسنده، محقق و منتقد بیش تر از دیگران بر کاستی ها و ایراد کاری که انجام داده واقف است. در این مقاله با طبقه بندی پژو هش هایی که در ایران بر روی هزار و یکشب<SPAN style="mso-spacerun: yes">&nbsp; </SPAN>انجام شده به گوشه هایی از تحریف ساختار هزار و یکشب در برخی پژوهش ها و مطالب که نشان گر عدم مراجعه مولف به هزار و یکشب است اشاره می شود.</FONT></SPAN><SPAN dir=ltr style="mso-bidi-font-family: Nazanin"><o:p></o:p></SPAN></P>
<P>&nbsp;</P>]]></description>
					<pubDate>Sat, 25 Feb 2006 12:44:49 GMT</pubDate>
					<comments>http://matris.blogsky.com/Comments.bs?PostID=21</comments>
          <guid>http://matris.blogsky.com/1384/12/06/post-21/</guid>
				</item>
			
		
	</channel>
</rss>
